تبليغاتX
تحقیقات فلسفی

                                             

                                                          نیم تنه کسنوفون

کسنوفون (۴۲۵-۳۵۷ ق.م) یکی از نویسندگان برجسته یونان باستان و سرباز مزدوری است که به همراه کوروش کوچک به ایران لشگر کشی کرد . او به همراه افلاطون مشهورترین شاگردان سقراط هستند. در واقع از آنجایی که سقراط هیچ اثری از خود بر جای نگذاشته است برای شناختن او تنها نوشته های افلاطون و کسنوفون قابل استناد است. در عین حال ازآنجایی که افلاطون سبک بسیار پیچیده ای را در نوشته های خود بکار برده و در عین حال او فیلسوفی است که عقاید خود را با استفاده از گفته های سقراط به ما انتقال داده است نمی توان به نوشته های او برای شناختن سقراط چندان استناد کرد. بنابراین نوشته های کسونوفن اهمیت بسیار زیادی در تاریخ فلسفه دارند. 

کسنوفون در دوران جوانی خود به همراه کوروش کوچک به جنگ با اردشیر دوم رفت. او داستان این مسافرت را در کتابی بنام آناباسیس (Anabasis) که به معنی مسافرت طولانی یا لشگرکشی است نوشته است. خود او نقل می کند که برای تصمیم گیری درباره اینکه آیا باید به همراه کوروش به جنگ برود یا نه به سقراط مراجعه کرده است و سقراط هم او را به نزد کاهن معبد دلفی می فرستد. اما او بجای اینکه این سئوال را از کاهن معبد بکند از او می پرسد که برای سالم بازگشتن از مسافرت باید به کدام خدایان قربانی بدهد.هنگامی که این سخن را برای سقراط نقل می کند سقراط او را سرزنش می کند و می گوید که سئوال اشتباه را پرسیده است اما چون فرمان خدایان این است باید لاجرم به مسافرت برود.

کوروش کوچک که می خواست به جنگ اردشیر برود هیچ سربازی نداشت و مجبور شد سپاهیان یونانی مزدور را استخدام کند. او در نبرد با اردشیر پیروز شد اما در طی نبرد به قتل رسید. سپاه یونانیان بدون فرمانده در قلب کشور متخاصم تنها ماندند. آنها از میان خود فرماندهانی را انتخاب کردند تا آنها را به سلامت بازگردانند که یکی از آنها کسنوفون بود. آنها توانستند با جنگیدن با نیروهای ارمنی و کرد و ایرانی به سلامت به یونان بازگردند. این داستانی است که در کتاب آناباسیس نقل شده است. در این کتاب کسنوفون به شخصیت کوروش توجه بسیاری زیادی می کند و او را شایسته ترین ایرانی برای پادشاهی ایران وصف می کند. بخش قابل توجهی از کتاب او به شرح خصوصیات کوروش اختصاص یافته است که می توان آنرا اولین نمونه نظریه مردان بزرگ (Great Men theory) دانست.  در بخشی از کتاب یکی از فرماندهان یونانی می گوید که "سرباز باید از فرمانده خود بیش از دشمن بترسد".

کسنوفن در بازگشت از این مسافرت بدلیل جنگیدن در سپاه بیگانه از آتن تبعید می شود. گسنوفون کتابی بنام "درباره سوارکاری"(On Horsemanship) دارد که او را بعنوان اولین تربیت کننده اسب (horse whisperer) در تاریخ مشهور کرده است. لئو اشتراوس با تایید سخنان ماکیاول در تجلیل از کسنوفون او را بعنوان یک فیلسوف سیاسی بسیار مهم معرفی می کند.

آثار کسنوفون به سه دسته تقسیم می شوند:

۱ ـ آثار تاریخی و بیوگرافی : شامل آناباسیس . سیروپدیا (Cyropaedia) به معنی  آموزش کوروش که رساله ای است در مورد تعالیمی که کوروش در دوران کودکی خود فراگرفته است. بسیاری معتقدند که این کتاب در پاسخ به جمهوری اثر افلاطون نوشته شده است. در این کتاب بجای آنکه مانند فلسفه سیاست مرسوم یونان به فضیلت اهمیت داده شود بحث از آموزش یک رهبر سیاسی برای فتح و پیروزی است. هلنیکا (Hellenica) کتاب دیگری است که بخشی از جنگ پلوپونزی و دوران بعد از آن می پردازد.

                                    

 تصویر روی جلد اثر اصلی کسنوفن آناباسیس در سری کتابهای کلاسیک پنگوئن توجه کنید که بجای نام  آناباسیس از "مسافرت به ایران" استفاده شده است.

 ۲ ـ آثار سقراطی : خاطرات (Memorabilia) در این اثر به خاطرات سقراط و آموزشهای او پرداخته می شود. اکونومیکوس (Oeconomicus) دیالوگی است از سقراط که به مسئله مدیریت خانه می پردازد و بعضی مفسرین معتقدند که در آن نگرشهای فمینیستی بچشم می خورد. میهمانی (symposium) شرح جلسه ای است که افلاطون هم در آثار خود به آن اشاره کرده است. آپولوژی (Apology) شرح دفاعیه سقراط در دادگاه است که تفاوتهای بسیار مهمی با روایت افلاطون دارد و همین تفاوتهاست که اهمیت زیادی در فهم اندیشه افلاطون دارد. هیرو (Hiero) گفتگویی است میان یک شاعر و یک حاکم سیاسی که در آن از اهمیت دوری از استبداد برای رسیدن به خوشبختی سخن گفته می شود. این اثر اهمیت بسیار زیادی دارد و اشترواس یک کتاب بسیار مفصل درمورد آن نگاشته است.

۳ ـ رساله ها : در میان این آثار رساله تربیت اسب از همه اهمیت بیشتری دارد.

اثر دیگری هم بنام قانون اساس آتن به کسنوفون نسبت داده می شود که محققین در اصالت آن تشکیک کرده اند اما لئو اشتراوس با تعبیر خود آنرا متعلق به او می داند.

                               

                           تصویر کسنوفون در بخشی از نقاشی مدرسه آتن اثر رافائل

                                   در اینجا کسنوفن در کنار سقراط دیده می شود

 

لینکهای دیدنی و خواندنی : ۱ ـ تصاویر دیدنی ۲ ـ معماری فاضلابهای عجیب ژاپن ۳ـ جاده های رویایی ۴ ـ رودخانه معلق ۵ ـ آسمانخراشهای جهان 

 

 

+ نوشته شده توسط رسول نمازی در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 1:51 |

                                       

                           مجسمه آفرودیت نشسته (Aphrodite Accroupi) در موزه لوور

در دو مطلب هسیودوس و کتاب کارها و روزها را معرفی کردم. در این مطلب به معرفی کتاب تئوگونی (Theogony) یا بقول آقای یاسر پوراسماعیل  کتاب پیدایش خدایان می پردازم. کتاب پیدایش خدایان مهم ترین کتابی است که در مورد خدایان یونانی وجود دارد و در یونان باستان هم خود منبع ارجاع مردم بشمار می رفته است. البته نباید تصور کرد که مردم با استناد به گفته های هسودیوس در مورد خدایان سخن می گفتند . هسودیوس در کتاب خود به جمع آوری افسانه های متعددی که در مورد خدایان وجود داشته پرداخته است و در واقع نوعی نسخه رسمی از آن تهیه کرده است که پس از آن مورد قبول دیگر نویسندگان بعدی قرار گرفته است. البته نباید فراموش کرد که این سنت افسانه پردازی در مورد خدایان بعد از هسیودیوس نیز ادامه پیدا کرد.

در سنت فرهنگهای دیگر معمولا افسانه های خدایان در جهت توجیه حکومت خاندانهای سلطنتی ادامه پیدا می کردند. در واقع این افسانه ها سلسله شاهی را به خدایان مرتبط می کردند. یکی از مشخصه های اثر هسیودوس این است که او از هیچ خاندان سلطنتی نام نمی برد. هسیودوس به گونه ای سخن می گوید که تنها خود را متاثر و مرتبط با خدایان معرفی می کند. تنها اوست که خدایان در نفس او می دمند و او را به سخن گفتن وا می دارند.

در تئوگونی از سه نسل از خدایان سخن می رود. من به ترتیب هرکدام از این نسلها را بصورت خلاصه معرفی می کنم. بد نیست برای دنبال کردن بحث به تصویر شجره خدایان در اینجا نیز نگاهی داشته باشید.

نسل اول خدایان

در ابتدا هسودیوس از الهه های هنر یا موزها [Muses] تشکر می کند که به او توانایی نقل این داستان خدایان را اهداء کرده اند. بعد او از خلاء یا خائوس [chaos] در ابتدای آفرینش جهان سخن می گوید. از خلاء زمین یا گایا [Gaia] پدید آمد. دنیای زیرین یا تارتاروس [Tartarus] که در ضمن نام یکی از خدایان است و شهوت یا اروس [Eros] هم از خلاء متولد شدند. تاریکی یا اربوس [Erebos] و شب یا نیخ [Nyx] هم از خلاء پدید آمدند اما از ازدواج آنها روز یا هامرا [Hemera] و روشنایی یا آیتر [Aither] زائیده شد. از زمین یا گایا سه خدا زاییده شدند : آسمان یا اورانوس [Ouranos] ، دریا یا پونتوس [Pontus] و کوهها یا اورئا [Ourea].

آسمان هر شب زمین را فرامی گرفت تا با آن هم آغوشی کند. از هم آغوشی زمین و آسمان یا همان گایا و اورانوس دوازه تایتان [Titans] سه قول یک چشم [Cyclops] و سه عدد غول صد ـ دست [Hekatonkheires] زاییده شدند. این نسل ابتدایی خدایان بود.

نسل دوم خدایان

اورانوس یا آسمان از فرزندانی که زمنی یا همان گایا برایش بدنیا آورده بود تنفر داشت و همه آنها را تارتاروس یا دنیای زیرین ، در زیرین ترین قسمت زمین زندانی کرد. این باعث شد تا گایا از اورانوس بسیار خشمگین شود و از تایتانها یعنی فرزندان خود خواست تا انتقام  او را بگیرند. تنها کوچکترین تایتان یعنی کرونوس [Cronos] حاضر شد تا این عمل را به انجام برساند. گایا به فرزند خود یک داس فلزی داد تا اورانوس را اخته [Castration] کند. در هنگام شب که اورانوس برای نزدیکی با گایا نزدیک می شد کرونوس آلت تناسلی اورانوس را قطع کرد.

 

اخته کردن اورانوس توسط کرونوس (The Mutiliation of Uranus by Cronos) نقاشی جورجیو واساری (Giorgio Vasari) در فلورانس ایتالیا

کرونوس آلت تناسلی اورانوس را به دریا انداخت و از آن آفرودیت [Aphrodite] یا خدای عشق متولد شد.

                

        تولد ونوس (Birth of Venus) شاهکار ساندرو بوتچلی (Sandro Botticelli) در فلورانس

هسودیوس شرح بسیار مفصلی از خدایان متعددی که از همخوابی این خدایان بوجود آمدند داده است که آوردن آن در اینجا نه ممکن است و نه لازم.

نسل سوم و نهایی خدایان

کرونوس هنگامی که پس از پدر خود اورانوس به سلطنت خدایان رسید حاضر نشد تایتانها را از دنیای زیرین آزاد کند. اورانوس و گایا پدر و مادر او پیشگویی کردند که خود او هم بوسیله فرزند خود سرنگون خواهد شد. هنگامی که کرونوس با رئا [Rhea] ازدواج کرد از ازدواج انها به ترتیب هستیا [Hestia] ، دمتر [Demeter] ، پوزیدون [Poseidon] هرا [Hera] هادس [Hades] و زئوس [Zeus] متولد شدند. کرونوس برای آنکه از پیشگویی مادر و پدر خود جلوگیری کند هر کدام از فرزندان خود را به محض تولد می بلعید.

                                          

    کرونوس یکی از پسران خود را می بلعد (Cronus Devouring One Of His Sons) اثر گویا (Goya)

وقتی نوبت به تولد زئوس رسید ، رئا از گایا و اورانوس کمک خواست تا فرزند او را از خورده شدن توسط کرونوس نجات دهند. رئا سنگ بزرگی را به کرونوس داد و او به خیال آنکه این سنگ زئوس است آنرا بلعید. رئا فرزند خود زئوس را به جزیره کرت برد و آنرا مخفیانه بزرگ کرد. هنگامی که زئوس بزرگ شد داروی تهوع آوری به کرونوس خوراند که باعث شد فرزندان خود را بالا بیاورد. در اینجا جنگی میان خدایان نسل سوم و تایتانها در گرفت تا چه کسی بتواند سلطنت جهان را بدست آورد. کرونوس شکست خورد و سلطنت جهان میان زئوس و برادران و خواهران او تقسیم شد. این جنگ ۱۰ سال طول کشید.

   

سقوط تایتانها (The Fall of the Titans) نقاشی اثر کورنلیس وان هارلم (Cornelis van Haarlem) نشان دهنده شکست تایتانها از زئوس و خدایان دیگر است.

در تئوگونی روایتهای بسیار متعددی از روابط بین خدایان نقل شده است که نقل کردن آنها در این متن کوتاه متاسفانه ممکن نیست.

لینکهای خواندنی و دیدنی و شنیدنی : ۱ ـ این آهنگ را  گوش بدید و مثل من یک شب به نظاره سحر بنشینید این هم  متن آهنگ ۲ ـ شعرهای خارق العاده از یک شاعر جوان ۳ ـ آخرین رده بندی ۲۰۰ دانشگاه برتر جهان ۴ـ  عکسهای جنجالی هدیه تهرانی ! (این مفهوم جنجالی را از مهجاد به عاریت گرفته ام! با تشکر از لینک) ۵ ـ یک مقاله در مورد معماری در ایران که بسیار تامل برانگیز است. ۶ ـ یکسری عکس جالب از رئیس جمهور سابق آقای خاتمی در موقعیتهای غیر متعارف ۷ ـ یکسری از طرحهای معماری مترو مشهد از سوی دانشجویان معماری ۸ ـ یک گزارش از جشن نقاشی بچه های خیابانی

یادداشتهای دفتر سفید : شماره شصت و یک

 

 پیش از آنکه بادهای ِ پاییز خاکسترهایمان را با خود ببرد درب را بر روی من بازکن ...

+ نوشته شده توسط رسول نمازی در پنجشنبه بیستم مهر 1385 و ساعت 13:42 |

در مطلب پیش بصورت کلی هزیود (یا بقول آقای یاسر پوراسماعیل هسیودیوس Ἡσίοδος) را معرفی کردم. در این مطلب به یکی از دو اثر اصلی هسیودوس یعنی کتاب کارها و روزها (Works and Days) می پردازم. آقای سعیدیوس تذکر داده بودند که در مورد هسیودوس کم توضیح داده ام. باید اشاره کنم که هسیودوس و هومر با اینکه هر دو از مهمترین شاعران دوران یونان باستان بشمار می روند اما سبک آنها در نگارش با یکدیگر یک تفاوت بسیار عمده دارد. هسیودوس بر عکس هومر به زندگی روزمره انسانها اهمیت می دهد. در واقع اگر موضوع اصلی آثار هومر را سنت قهرمانی و خدایان یونانی بدانیم ، آثار هسیودوس در حول زندگی مردمان عادی می چرخد. تاکید بر کار و فعالیت انسانی و اهمیت تولید در زندگی انسان از جمله این تفاوتهای هسیودوس با هومر است. به کلام سعیدیوس عزیز ، شعر هسیودوس شعر خود اوست.

همانطور که گفتم کتاب کارها و روزها بر مسئله کار تاکید بسیاری می کند و آنرا بعنوان فصل مشترک تمامی نوع انسان معرفی می کنند. هسیودیوس کار را بسیار می ستاید و از اهمیت آن سخن می گوید. بعضی از محققین این تاکید هسیودوس بر روی مسئله کار را با بحران اقتصادی در یونان باستان مرتبط می دانند که منجر به استعمار سرزمینهای همسایه شد.

بخش بسیار مهمی از کتاب کارها و روزها که بعدا استفاده وسیعی در آثار یونان باستان پیدا کرد و تاثیر آن در تمامی تاریخ غرب نیز مشهور است نظریه دوره های انسان (Ages of Man) است. این نظریه در دیالوگ جمهور افلاطون هم مورد اشاره قرار گرفته است و نظریه عصر طلائی (Golden age) از مشتقات این نظریه است که افلاطون آنرا معادل با همان دوران مدینه فاضله خود می داند. اگر کسی با شاهنامه فردوسی آشنایی داشته باشد مقایسه این نظریه با سیر تطور شاهان در نزد فردوسی بسیار جالب توجه خواهد بود.

نقاشی عصر طلائی (Golden age) اثر لوکاس کراناچ (Lucas Cranach) در مونیخ

در کتاب کارها و روزها ، هسیودیوس تاریخ بشر را به پنج دوران تقسیم می کند :

۱ ـ عصر طلائی که در این دوران کرونوس (Chronos ) فرمانروای جهان بوده است. در این دوران انسانها بصورت در روی زمین زندگی می کردند و هیچگونه غم و دردی در جهان وجود نداشته است. انسانها و خدایان با یکدیگر زندگی می کردند و به آزادی با هم می آمیختند. ثبات و هماهنگی مشخصه این دوران است. انسانها پیر نمی شدند اما در زمان خاصی به آرامش می مردند. تمام سال فصل بهار بوده است و انسانها هیچ احتیاجی به تلاش و کار نداشتند و از مواهب طبیعت استفاده می کردند. عصر طلائی بدلیل خطای پورمتئوس (prometheus) پایان می پذیرد. پرومتئوس یکی از تایتانها (Titan) است. تایتانها فرزندان مستقیم و غیر مستقیم اورانوس (uranus) خدای خدایان هستند. پرومتئوس از سوی کرونوس مامور شد تا نسل بشر را بوجود آورد. او وقتی انسانها را خلق کرد دید که آنها در مقابل طبیعت بسیار ضعیف و ناتوان هستند. بنابراین آتش را از نزد خدایان ربود و به پیش انسانها آورد تا خود را گرم کنند. زئوس که از عمل پرومتئوس خشمگین شده بود دستور داد او را در کوههای قفقاز به زنجیر بکشند و یک کرکس هر روز جگر او را بخورد. می گویند این مجازات پرومتئوس ۱۳۰۰۰ سال طول کشید تا بخشیده شد. در افسانه ها پرومتئوس را پدر نسل بشر می دانند زیرا که آتش را به انسان هدیه داد. بعضی از متفکرین معاصر او را با روشنفکران مقایسه می کنند و تنهایی و انزوای اندیشمندان را با مجازات پرومتئوس مقایسه می کنند زیرا که به انسانها آگاهی تقدیم کرده است.

 پرومتئوس در حال آوردن آتش برای انسان

نقاشی پرومتئوس اثر گوستاو مورو (Gustave Moreau) در پاریس

مجسمه پرومتئوس در حالیکه شاهین در حال خوردن جگر اوست. به تحرک در مجسمه توجه کنید. برای عکس بزرگ به اینجا مراجعه کنید. مجسمه اثر نیکلاس سباستین آدام (Nicolas Sebastien Adam) در موزه لوور

۲ ـ عصر نقره ای (Silver age) دوران سلطنت زئوس فرزند کرونوس است. انسانها در ایران تنها ۱۰۰ سال عمر کردند و بعد بدلیل ناپرهیزگاری خود توسط زئوس بوسیله یک طوفان مهیت نابود شدند.

۳ ـ عصر برنز (Bronze age) عصر جنگ است. انسانهای این دوران جنگ طلب هستند و عاقبت همدیگر را در جنگ از بین می برند. نام این عصر از جنس شمشیرهای برنزی آنها آمده است.

۴ - عصر قهرمانی (Heroic age) که جنگ تروا نیز در آن صورت می گیرد عصر قهرمانان مشهور یونانی مثل ادیپئوس و آشیل و پرسئوس است. این دوران با جنگ تایتان ها با یکدیگر که با نام تیتانوماخی (Titanomachy) مشهور است پایان می پذیرد. جنگ تایتانها به سقوط پادشاهی کرونوس بر کوه المپ و آغاز سلطنت زئوس بر جهان می انجامد. در واقع این جنگ آغاز تاریخ بشریت محسوب می شود.

۵ ـ در انتها عصر آهن (Iron age) است که از ساکن شدن یونانیها در شبه جزیره یونان آغاز می شود.. بر اساس فلسفه تاریخ یونانیها این دوران  فاسد و خراب است و نمونه پسرفت از دورانهای پیشین محسوب می شود.

لینکهای دیدنی و خواندنی : ۱ ـ یک لینک بسیار جال درمورد قدرتهای اقتصادی جهان که در آن بعضی شرکتهای چند ملیتی در تراز کشورها قرار گرفته اند ! به محل ایران و اسرائیل توجه کنید ۲ ـ تصاویر کودکی افراد مشهور با تشکر از مهجاد برا لینک ۳ ـ نقشه ساختمان جدید زاحا حدید در بارسلونا ۳ ـ روزنامه اینترنتی هنر ۴ ـ سایت رسمی زاحا حدید ۵ ـ یک طنز بسیار زیبا از سایت ابراهیم نبوی ۴ ـ نمایشگاه معماری در ونیز ۶ ـ فهرست صد دانشگاه برتر اروپا ۶ ـ کاریکاتورهای بدشانسی با تشکر از پیمان خواجوی برای لینک ۵ ـ راهنمای لات شدن ! ۶ ـ ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

لینکی که تقریبا گریه من رو در آورد. بیاید خانه خودتون رو توی تهران از بالا ببینید. من حتی سقف خانه خودمون رو هم دیدم. اینهم نقشه تهران

یادداشتهای دفتر سفید : شماره پنجاه و یک

 

ایکاش می دانستم با خودت چه می گویی

راستی ! تو هیچگاه با خودت هم سخن می گویی ؟

می خواهم بدانم پاسخ قلبت را چه می دهی

آنهنگام که هوای ِ من در سرت می آید

نمی دانم ... شاید قلبت حتی اسم من را هم نمی داند ...

اما دیگر در و دیوار این خانه هم با تو آشناست

آنقدر از تو سخن می گویم که همه وصف تو را می دانند

با کتابهایم از فکرهایت سخن گفتم

با آینه ها از نگاههایت

با سنگها از صدای ِ پاهایت

و شاید شبها که من می خوابم آنها با هم سخن می گویند

هرکدام از تو چیزی می گویند

یکی فریاد می زند «من آن عکسی را دیده ام که شبها آرام  از زیر تخت بر می دارد و قبل از خواب می بوسد !»

و دیگری می خندد «من هزار بار دیده ام که در هر صدایی نشانه او را می بیند و از جا بر می خیزد»

و باز هم از هم می پرسند «راستی اسمش را شما می دانید ؟»

و یکی می گوید «هیچگاه اسمش را نمی گوید... اما لفظ خانوم از دهانش نمی افتد... می گوید اسمش را ببرم حرمتش می شکند...»

یکی از آن میان می گوید «ساکت ... دمی دیگر صبح می شود... هنوز نخوابیده ...»

 

+ نوشته شده توسط رسول نمازی در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 0:27 |

نیم تنه هزیود در بریتیش میوزیوم (British Museum)

 هزیود به همراه هومر دو حماسه سرای اصلی یونان باستان و شاید تمام تاریخ ادبیات غرب بشمار می روند. همانطور که پیش از این اشاره کردم ، در مورد تقدم تاریخی هومر نسبت به هزیود در میان محققین اتفاق نظر وجود ندارد. اما من با توجه به سنت مرسوم هومر را پیش از هزیود در نظر گرفتم. معمولا در مورد دوران زندگی این دو نویسنده رسم بر این است که هومر را در سالهای ۸۰۰ ق.م  و هزیود را در سالهای ۷۰۰ ق.م محسوب کنند.

هزیود منبع اصلی اسطوره شناسی خدایان یونان باستان و تاریخ نگاری و هنر کشاورزی محسوب می شود. آثار متعددی به هزیود نسبت داده می شود که تنها سه عدد از آنها بصورت کامل باقی مانده اند : کارها و روزها (Works and Days) ، تئوگونی (Theogony) و فهرست زنان (Catalogue of Women). نسبت دادن کتاب سوم به هزیود انتقادات بسیاری را بر انگیخته است زیرا بعضی از وقایعی که در آن مورد اشاره قرار گرفته اند بسیار متاخر  تر از دوران هزیود هستند. بنابراین در بررسی آثار هزیود من تنها به همین دو اثر خواهم پرداخت. در مورد کتاب سوم همین اشاره کافی است که موضوع آن بررسی نیای زنانی است که با خدایان نسبت دارند.

در مورد زندگی خود هزیود اطلاعات زیادی در دست نیست و زندگی او مانند هومر با افسانه های بسیاری آمیخته شده است. یکی از این افسانه ها که موضوع آثار هنری متعددی هم شده است دست یافتن او با استعداد شاعری است. یونانیان باستان شعر را هنری الهی می دانستند که از سوی الهه های نهگانه هنر یا همان موزها [Muses] اعطا می شود. در افسانه ها هست که هزیود در جنگل با یک الهه هنر برخورد می کند و قدرت شاعری خود را از او می گیرد. نقاشی زیر همین واقعه را به تصویر کشیده است.

                           

          هزیود و الهه هنر اثر گوستاو مورو (Moreau) در موزه اورسای پاریس (Musée d'Orsay) 

 

چند نقل قول از هزیود :

+ Potter bears a grudge against potter, and craftsman against craftsman, and beggar is envious of beggar, and bard of bard .

+ کوزه گر با کوزه گر دشمنی دارد ، و صنعتگر با صنعتگر : و گدا با گدا دشمنی می ورزد و آوازه خوان با آوازه خوان.

+ When you deal with your brother, be pleasant, but get a witness

+ هنگاکی که با برادرت معامله می کنی خوشرویی کن ، اما برای خویش شاهدی دست و پا کن.

 + If you add a little to a little, and then do it again, soon that little shall be much.”

+ اگر تو اندکی بر اندک بیفزایی و بازهم ادامه دهی به زودی همین اندک بسیار خواهد شد.

+ He harms himself who does harm to another, and the evil plan is most harmful to the planner

+ کسی که به دیگری صدمه می زند به خود ضرر می رساند ، و نقشه های شیطانی بیش از همه به طراحشان صدمه می رسانند.

                            یادداشتهای دفتر سفید : شماره چهل و پنج

 

دلم می خواست پرنده ای که به دیوارهای قفس خیره شده را رها کنم...

دلم نیامد ... بگذار این یکی همدم تنهایی من بماند ...

 

+ نوشته شده توسط رسول نمازی در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 16:34 |

مجسمه ادیسئوس (Odysseus) قهرمان اصلی داستان ادیسه (Odyssey)

 به من بگو ، ای الهه هنر ، از آن قهرمان زیرکی که پس از غارت شهر مشهور تروا مدتها سرگردان بود...                                                                           

 Tell me, oh muse, of that ingenious hero who traveled far and wide after he had sacked the famous town of Troy.                                                                                                 

و اینگونه است که داستان ادیسه ، یکی از بزرگترین حماسه های تاریخ جهان آغاز می شود. همانند کتاب ایلیاد ، تمام سیر داستان در اولین جمله آن نهفته است. داستان ادیسه چیزی نیست بجز داستان مردی زیرک بنام ادیسئوس که پس از پایان جنگ تروا قصد دارد به زادگاه خود بازگردد. آنگونه که از روایتهای یونانی بر می آید جنگ تروا ۱۰ سال ادامه داشته است. کل داستان ادیسه هم ۱۰ سال طول می کشد. بنابراین در جمع ۲۰ سال طول می کشد تا ادیسه با خانه خود بازگردد.

اگر محور اساسی داستان ایلیاد خشم آشیل و اهمیت سرنوشت در زندگی انسان باشد ، از نظر من محورهای اساسی داستان ادیسه را دو چیز تشکیل می دهد ؛ اول غرور ادیسه نسبت به دانش و توانایی خویش است. ادیسه در زبان یونانی به معنای زیرک است. در جنگ تروا هم این ادیسه است که با استفاده از نیرنگ خویش تروا را تسخیر می کند. همین ادیسه است که آشیل را به جنگ می کشاند. اما این زیرکی فراوان ادیسه برای او مشکل زا می شود. در حالیکه تمامی قهرمانان داستان پس از مدتی به خانه و کاشانه خود باز می گردند ، ادیسه 10 سال سرگردان است . عبارت محوری داستان ادیسه که می گوید همه انسانها به خدایان نیازمند هستند ، ناظر به همین مسئله است. خدایان می خواهند به ادیسه بیاموزند که او علی رغم تمامی زیرکی خود نیازمند خدایان است. برای مثال زیرکی ادیسه در پاسخ دادن به غول یکچشم [Cyclope] مثال زدنی است. ادیسه و یاران او در غار غول یک چشم گرفتار شده اند. غول از ادیسه نام او را می پرسد و ادیسه پاسخ می دهد که نام من هیچکس [Nobody] است. بنابراین شب هنگام خواب غول ، هنگامی که ادیسه و یاران او غول را با یک نیزه کور می کنند ، برادران غول از او علت داد و فریادش را می پرسند و او پاسخ می دهد هیچکس مرا آزار می دهد ["Nobody" is hurting me] و با این ترفند آنها از غار می گریزند.

ادیسه و یاران او در حال کور کردن چشم سیکلوپ (Cyclop) با یک نیزه هنگامی که غول خوابیده است

 محور دوم داستان ادیسه عشق پنلوپه [Penelope] همسر ادیسه و انتظار او برای بازگشت همسرش است. ادیسه 20 سال از خانه و همسر خود دور مانده است. داستان روایت می کند که خواستگاران پنلوپه خانه او را به اشغال خود در آورده اند تا او حاضر شود با یکی از آنها ازدواج کند. پنلوپه بهانه می آورد که ادیسه همسر اوست ولی خواستگارها می گویند که ادیسه کشته شده است و باید ناچار با یکی از آنها ازدواج کند. اما پنلوپه در قلب خود به بازگشتن ادیسه ایمان دارد. برای همین از خواستگارها فرصت می خواهد تا کفنی را بدوزد تا پس از آن به خواستگارها پاسخ دهد. او هر شب کفن را می شکافد تا کار بافتن کفن پایان نپذیرد.

.                         

                      پنلوپه و خواستگارها (Penelope and the Suitors) اثر واتر هاوس

 داستان ادیسه از چند نظر اهمیت بسیار زیادی دارد. اول اینکه سبک روایت آن کاملا با آثار باستانی قابل مقایسه نیست. داستان ادیسه اولین نمونه استفاده از تکنیک فلش بک در روایت داستان بشمار می رود. همین نوآوری در شیوه روایی باعث شده است بسیاری در منسوب کردن  ادیسه به هومر تردید کنند. داستان ایلیاد بر عکس ادیسه یک داستان کاملا خطی و ساده است. از طرف دیگر داستان ادیسه نگرش بسیار دقیقی به طبقات غیر اشرافی جامعه مثل چوپانها و خدمتکاران دارد. در عین حال نگرش به زن در داستان ادیسه کاملا با نگاه تحقیر آمیز ایلیاد متفاوت است. پنلوپه همسر ادیسه خود یکی از موثر ترین شخصیتهای داستان بشمار می رود و رفتار او نمونه کامل فضیلت انسانی است.

:                                         

سیرس  در حال تعارف کردن یک جام به ادیسه (circe offering cup to ulysses) اثر واتر هاوس (Waterhouse). هر کس از این جام می نوشید تبدیل به خوک می شد.

.                                   

ادیسه و حوری های دریایی(Odysseus and the Sirens). حوری های دریایی با آوازهای دل انگیز خود دریانوردان را گمراه می کردند. ادیسه گوش یاران خود را با موم پر کرد و خود را نیز به دکل کشتی بست تا بتوانند از حوری ها به سلامت بگذرند.

                           

ادیسه در حال مبارزه با خواستگارها. هنگامی که ادیسه سرانجام به خانه بازگشت خواستگارهای همسر خود را که در خانه اش بودند و حاضر نمی شدند خانه او را ترک کنند با قتل رساند.

 

+ A small rock holds back a great wave.

+ سنگی کوچک می تواند موجی بزرگ را متوقف کند

 

+ All men have need of the gods.

+ تمامی انسانها نیازمند خدایان هستند.

 

+ By their own follies they perished, the fools.

+ نادانها ، بواسطه حماقتهای خویش شکست خوردند.

 

+ For rarely are sons similar to their fathers: most are worse, and a few are better than their fathers.

+ بسیار اندکند فرزندانی که به مانند پدران خود باشند ؛ بیشتر آنها بدترند و اندکی از آنها بهتر از پدران خویش.

 

+ I should rather labor as another's serf, in the home of a man without fortune, one whose livelihood was meager, than rule over all the departed dead.

+ من ترجیح می دهم در قامت یک بنده در سرای ِ مردی بی ثروت ، کسی که حیات بی برکتی داشته است بگذرانم تا فرمانروای ِ مردگان باشم.

 

+ There is a time for many words, and there is also a time for sleep.

 + زمانی است برای سخنهای بسیار گفتن و زمانی است برای خفتن.

 

 

یادداشتهای دفتر سفید : شماره سی و هشتم

 

آنکه در دنیای اندیشه های خود گم می شود محبوس غارهای افلاطونی است...

آنهنگام که رها شود دنیایی دیگر خواهد یافت...

خورشیدی که جهلش سالها حجاب می نهاد پیش روست ...

منم آن محبوس غارهای افلاطونی ...

از ترس آن خورشید بر خود می لرزم ...

ایکاش این غارها مرا در خود می بلعید ...

 

تنهایی انسان را می پوساند.

                                -- برگرفته از وبلاگ بن بست

+ نوشته شده توسط رسول نمازی در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 15:36 |

خدایگونه کردن هومر (The Apotheosis of Homer) اثر ژان آگوست دومینیک اینگرس ( Jean-Auguste Dominique Ingre) در موزه لوور

نیم تنه هومر در بریتیش میوزیوم (British Museum)

جنگ تروا (Trojan War)رویداد اساطیری است که بنیان فرهنگ غرب را تشکیل می دهد. داستان جنگ تروا از طریق ادبیات کلاسیک غرب با با تاریخ غرب گره خورده است. یونانیها هرکدام خود را یکی از اعقاب قهرمانان آن بشمار می آوردند. امپراطوری روم هم از طریق افسانه ها با قهرمانان آن گره خورده است. پادشاهان اروپایی هرکدام خود را از نوادگان جنگجویان تروا معرفی می کردند. همین کافی است که جنگ تروا و داستان آن اهمیت بسیار زیادی در درک تمدن و تاریخ غرب داشته باشد.

اما جنگ تروا چیست و از طریق چه آثاری به ما منتقل شده است ؟ من قصد داشتم در مجموعه مطالبی ادبیات کلاسیک غرب را معرفی کنم. از آنجایی که غرب آنگونه که ما می شناسیم از یونان باستان آغاز می شود بنابراین لازم بود سیر ادبیات یونان باستان را بررسی کنم. اینجا هم ترتیب تاریخی آثار مورد نظر است. در مورد اولین اثر ادبی یونان باستان میان محققین اختلاف است. میان آثار هومر (Homer) و هزیود (Hesiod) مشخص نیست که کدام اولین اثر منظم ادبی یونان باستان است. من در سری نوشته های خود هومر را متقدم تر از هزیود در نظر می گیرم. بنابراین با آثار هومر آغاز می کنم.

هومر شخصیت اساسی تمامی ادبیات یونان باستان بشمار می رود. اما جالب اینجاست که در مورد وجود حقیقی او یحثهای زیادی وجود دارد. بر اساس اطلاعاتی که عموما پذیرفته شده بحساب می روند ُ هومر شاعری کور بوده است که چیزی در حدود قرن هشتم ق.م در یونان زندگی می کرده است. در مورد زندگی او چیز زیادی نمی دانیم و همانطور که گفتم شک وجود دارد که حتی کسی واقعا به نام هومر وجود داشته است یا خیر. اما به هر صورت دو شاهکار تاریخ ادبیات جهان ، ایلیاد (Iliad) و ادیسه (odyssey) به این نویسنده نسبت داده می شوند. همانطور که گفتم اینها تمام حدسهایی که بنظر درست می آیند. اما در مورد اینکه هر دو اثر ایلیاد و ادیسه نوشته هومر یا هر نویسنده دیگری باشد شکهای بسیار زیادی وجود دارد. ایلیاد یک داستان بسیار کلاسیک و سر راست بشمار می رود. در حالیکه ادیسه دارای ساختار روایی بسیار پیچیده ای است. اولین نمونه تکنیک فلش بک (flash back) در تاریخ ادبیات جهان در کتاب ادیسه بکار رفته است. داستان مانند بسیاری از فیلمها و آثار ادبی معاصر از اواسط داستان شروع می شود و به تدریج به ابتدای داستان می رسد و بعد باز هم ادامه پیدا می کند ! این ساختار بسیار نبوغ آمیز تردیدهای زیادی را در مورد یکی بودن نویسندگان داستان ایلیاد و ادیسه بوجود آورده است. اما همانطور که گفتم در اینجا تنها به عقاید پذیرفته شده اتکا می کنم.

کسانی که کتابهای ایلیاد و ادیسه را مطالعه نکرده باشند تنها از این اطلاع دارند که کتاب ایلیاد به جنگ تروا می پردازد. اما واقعیت اینجاست که کتاب ایلیاد تنها برهه زمانی کوتاهی از جنگ تروا را پوشش می دهد. دوره کامل جنگ تروا که از ماجراهای منتهی به جنگ تروا تا مرگ ادیسه یکی از قهرمانان داستان ادامه دارد در مجموعه آثاری که اصطلاحا چرخه جنگ تروا (Trojan War cycle) نامیده می شود نقل شده است.

آثار مشهور به چرخه جنگ تروا شامل هشت اثر است. از این مجموعه تنها دو کتاب ایلیاد و ادیسه بصورت کامل باقی مانده و بقیه آثار بصورت کامل یا بخش بزرگی از آنها از بین رفته اند. ایلیاد تنها بخش کوچکی از جنگ تروا را به نمایش می گذارد و داستان مشهور اسب تروا و تسخیر تروا در آن ناگفته باقی می ماند. جریانهای بعد از جنگ تروا نیز در داستان ایلیاد  مورد اشاره قرار نمی گیرد. ادیسه هم داستان بازگشت یکی از قهرمانهای داستان به سرزمین خود است. دو اثر ایلیاد و ادیسه را در مطلب جداگانه ای تحلیل خواهم کرد.

در مورد هومر این مسئله وجود دارد که آیا او واقعا وجود داشته است ؟ بسیاری متخصصین در این مورد شک دارند و هومر را یک شخصیت خیالی می دانند که آثاری مثل ایلیاد و ادیسه که زاییده نسلها سنت شفاهی هستند به او نسبت داده شده است. بعضی حتی معتقدند هومر در واقع دسته ای شاعرین بوده است که این اشعار را روایت می کرده اند و نه نام یکنفر.

مجسمه هومر بیرون از آکادمی مونیخ

 

خدایگونه کردن هومر (The Apotheosis of Homer) اثر سالوادو دالی (Salvador Dali)

عکس بزرگ

هومر و دستیار او (Homère et son guide) اثر بوژوئغو (William Adolphe Bouguereau

+ نوشته شده توسط رسول نمازی در جمعه سی و یکم شهریور 1385 و ساعت 22:18 |