
مونا لیزا (Mona Lisa) یا ژوکوند (La Joconde) اثر لئوناردو داوینچی. این نقاشی در بین سالهای ۱۵۰۳ و ۱۵۰۶ توسط داوینچی نقاشی شده است و در حال حاضر متعلق به دولت فرانسه است و در موزه لوور نمایش داده می شود. مونالیزا شاید مشهور ترین اثر هنری جهان باشد و قیمت آن چیزی درحدود ۶۰۰ میلیون دلار تخمین زنده می شود. لبخند زن حاضر در این نقاشی را مرموز تعبیر می کنند. مونالیزا به معنای خانم لیزا (Madam Lisa) است که اشاره ای به شخص نقاشی شده دارد. ژوکوند هم از نام خانوادگی این خانم گرفته شده است. تابلو برای یک اشراف زاده ایتالیایی نقاشی شده است اما در همان زمان توسط پادشاه فرانسه خریداری شده است و به همین دلیل متعلق به فرانسه محسوب می شود. پس از مرگ لئوناردو دو طرف نقاشی بریده شد تا در قاب جاداده شود و به همین دلیل دوستونی که در دو طرف نقاشی قرار دارد از آن حذف شده است. نقاشی دیگری از مونالیزا وجود دارد که با عنوان مونالیزای ایزلوورث ('The Isleworth Mona Lisa') مشهور است. احتمال می رود که لنوناردو دو نسخه از نقاشی خود کشیده باشد. بسیاری از متخصصین در مورد اصالت نسخه دوم شک داردند . این نسخه در حاتل حاضر در یک بانک نامعلوم در سوئیس نگهداری می شود. تابلو اصلی مونالیزا مدتی در اتاق خواب ناپلئون آویزان شده بود. تعبیرهای زیادی در مورد نقاشی وجود دارد . فروید آنرا نشان دهند گرایش جنسی لئوناردو به مادرش می داند. تحلیل کامپیوتری اثر نشان می دهد که بصورت عجیبی با چهره داوینچی تطبیق می کند. این باعث شده است که بعضی صاحب نظران داوینچی را دارای تمایلات همجنس خواهانه معرفی کنند زیرا که قصد داشته است خود را بصورت زن نشان دهد.

نقاشی سمت راست L.H.O.O.Q اثر مارسل دوشام (Marcel Duchamp ) نقاش مکتب دادائیسم (Dadaism ). عنوان این تابلو اگر به زبان فرانسوی سریع خوانده بشود (Elle a chaud au cul) معنای زشتی دارد. او قصد داشته است با این نقاشی فرهنگ و هنر کلاسیک و اشراف منشانه را مورد تمسخر قرار دهد. او در نقاشی خود سیبیل و ریش برای مونالیزا قرار داده است.

از آنجایی که احتمال داده می شود که لئوناردو از چهره خود بعنوان مدل استفاده کرده باشد سالوادور دالی (Salvador Dalí) هم از چهره خود یک مونالیزا نقاشی کرده است که در بالا می بینید.
یک لینک زیبا برای تغییر چهره مونالیزا . با تشکر از مهجاد برای لینک.

با عرض معذرت مجبورم این مطلب را به پاسخ منتقدین مطلب قبلی خود اختصاص دهم.
۱ ـ آقای محمد جواد . طبق معمول باز هم نوشته شما پر است از الفاظ زشت و بی احترامیهایی که گویا ناشی از مشی فکری شما است. اگرچه ادعای اخلاق و انسانیت و کرامت بشر شما به آسمان رفته است اما در نوشته شما کمترینشرافت انسانی به چشم نمی خورد. برای مثال هدف خود را از نوشتن این مطلب وا داشتن من به فکر معرفی کرده اید. من هیچوقت نه شما و نه هیچکس دیگری را به اینگونه تحقیرها ملقب نکرده ام. هرکسی در حد خود شعور و فهمی دارد که شاید از شما بیشتر یا کمتر باشد. اما دلیل نمی شود شما نقش پیامبری به عهده بگیرید و بخواهید همه را از خواب غفلت بیدار کنید. اگرچه این روزها در ایران هرروز یک پیامبر و نماینده امام زمان پیدا می شود و شاید نباید به شما خورده ای گرفت که پیرو همان طرز فکر هستید. نمی دونم از کجا به این نتیجه رسیدید که من با توجه به اعمال ماقبل تاریخ توجیه کننده قتل و غارت شده ام! من در نوشته خود به صورت مستقیم اشاره کرده ام که مسئله موجودیت کشور اسرائیل مسئله ای است که پایان پذیرفته است. ما باید آنرا بصورت دوفاکتو بپذیریم. اسرائیل کشوری نیست که بتوان آنرا از روی نقشه حذف کرد. قوی ترین قدرت نظامی خاورمیانه با سطح تکنولوژیک غیر قابل مقایسه با سایر کشورهای خاورمیانه و تنها کشور دموکراتیک خاورمیانه که در عین حال بازوهای قدرت اقتصادی آن در تمامی جهان و مراکز اقتصادی آن نفوذ کرده است چیزی نیست که بتوان از شر آن خلاص شد. بنابراین گفتم نحوه تاسیس اسرائیل هرچه باشد ربطی به حق موجودیت آن ندارد. و اضافه کردم که حتی در غیر این صورت هم سایر کشورهای جهان هم سابقه مناسبی از لحاظ تاسیس کشور خود ندارند. مسئله اصلا توجیه کشتار نبود. من گفتم اسرائیل حق موجودیت دارد و حق دارد در مقابل هر نیرویی که خواستار از بین رفتن آن است از خود عکس العمل نشان دهد و تمامی اثرات آن هم با توجه به اصل صیانت از نفس قابل دفاع است.
شما اسرائیل را به آتیلای یک قرن گذشته ملقب کرده اید. نمی دانم این مقایسه را بر اساس چه معیاری آورده اید. اما بد نیست برای این افراد نیز یک عنوانی پیدا کنید : هیتلر با ۲۰ میلیون کشته استالین با بین از ۲۰ میلیون. در ایسن صورت فکر می کنم باید در رتبه بندی اسرائیل تغییری بدهید. بازهم بی احترامی دیگر و نوشته من را تنفر برانگیز نامیده اید. بگذریم چون گویا این مشی ثابت اخلاقی شماست و قابل تغییر نیست.
در مورد اسرای لبنانی و فلسطینی هم می گویم بروند دست از کشت و کشتار و اعمال تروریستی بر داردند و با اسرائیل موجود بسازند و اگر به واقع مرد راهند کشوری بهتر از اسرائیل با اینهمه کمکهای بین المللی و عربی و ایرانی بسازند که قابل قیاس با اسرائیل باشد تا اسرائیل نتواند همیشه به بهانه تروریست بودن آنها را از حقوق خود محروم کند. با آدم کشی و قتل اسرائیلی ها در اتوبوس مدرسه نباید انتظار داشته باشید که برایتان دسته گل بفرستند.
در مورد مقایسه هم بله نتیجه مضحک است. چون حزب و الله و حماس و امثال این گروههای محبت ورز دیگر زورشان بیشتر از این نمی رسد. واگرنه برنامه شان که چیزی بجز نابود کردند کل سکنه اسرائیل نیست. حداقل اسرائیل قصد ندارد تمام فلسطینیها را نابود کند. و اگرنه ابزارش را داشت. حال می بینید چرا به ما بمب اتم نمی دهند ؟ چون در حال حاضر که زورمان نمی رسد طرز عملمان اینگونه است. تصور کنید یک دهم قدرت اسرائیل را داشتیم به صغیر و کبیر رحم نمی کردیم.
"من فکر نمی کردم کسی اینقدر از تاریخ بی اطلاع باشه که تو ای. و فکر نمی کردم هیچ کس از چنین استدلالات بی ربطی به این نتیجه مضهک برسه که "البته که اسرائیل حق داره" ایشالا یه یادداشت درباره آیات مرتبط با عقاید صهیونیستها در تلمود و تورات خواهم نوشت تا دیگه اینچنین بی ربطیاتی موجبات وهم هیچ ذهن بی طرفی نشوند. "
از غلتهای املائی که با قرمز نشان داده ام گذشته واقعا نمی دونم پاسخ انسان بی ادبی مثل شما را باید چه داد. پیش از این هم به شما گفته بودم که طرز نوشتن مناسبی ندارید اما پاسخ دادید که این سبک نوشتن در نشریات دانشجوئی است. شاید در نشریات دانشجویی دانشگاه شما اینگونه فحش رد و بدل می کنید و به هم مهرورزی می کنید. من ترجیح می دهم هرچیزی باشم بجز خواننده ادبیات دانشجویی شما. پس اگر بازهم با این ادبیات برای من چیزی بنویسید نه پاسخ خواهم داد و نه می گذارم در آرشیو بماند. خوب است با ادبیات غیر دانشجویی هم آشنا بشوید.
در مورد ویتگنشتاین هم نکند انتظار دارد نظر شما را تمام و کمال بپذیرم تا قبول کنید جواب شما را داده ام ! به شما گفتم بر اساس بر اساس نظریات مفسرین اندیشه ویتگنشتاین معتقدم که مفهوم فلسفه در نزد او متحول نشده است. اگر می خواهید منابع خود را هم معرفی کنم. دیگر چه باید جواب بدهم !!!
۲ - برای آقای مسعود و مجید هم پاسخی ندارم چون فحش دادن بلد نیستم.
۳ - آقای ذوالقرنین. من نگفتم هرکس زور دارد حق همه کاری را دارد. گفتم وقتی کسی برای دیگری مشکل ایجاد می کند نباید به عواقب آن اعتراض کند. در مورد آدرس وبلاگ هم نمی دانم در مورد چه چیزی صحبت می کنید. اگر آدرس من را گذاشته بودید من خبر نداشتم. و حالا هم قرار نیست با تهدید دیگران نظر خود را تغییر بدهم. من برای خوش آیند و آدرس دادن دیگران که نظر نمی دهم. مطلب دفعه پیش شاید اولین باری بود که نظر خودم را ارائه کردم و خوب این عکس العملها خیلی جالب بود. نشان دهنده اوج عدم تحمل در جامعه ما است.
۴ـ عالیجناب سرخ پوش. من متوجه نشدم شما برای اسرائیل حق حیات قائل هستید یا نه. تاسیس برنامه ریزی شده یا نشده قاب بحث است اما تفاوتی در اصل موجودیت اسرائیل نمی کند. در قالب دولت ملت هر عکس العملی بر تمامی کشور تاثیر می گذارد. شما اگر جای اسرائیل بودید چه می کردید ؟ نمی شود با حزب الله جنگید و به مردم لبنان هیچ صدمه ای نزد. بنظر من در این میان مقصر قتل مردم لبنان بیش از همه حزب الله است که اسرائیل را تحریک کرده است.
۵ ـ مرجان خانم. نمی دونم بنظر شما ما حق داریم اگر آمریکا به ما حمله کرد سربازهای آمریکایی را بکشیم یا نه ؟ اگر پاکستان به ما حمله کرد حق داریم اسلام آباد را بمباران کنیم ؟
۶ - آقای نیما. شما که خود را مدافع جان انسانها می دانید آیا مدافع جان انسانهای اسرائیل هم می دانید یا خیر ؟ اگر می دانید چرا به بمب گذاریهای حماس و حزب الله و گردان شهدای الاقضی اعتراض نمی کنید ؟ چرا حقوق بشر شما انحصاری است !
۷ - برای جمع بندی هم نظر یاسر را می گذارم و خالی از ظرافت ادبی هم نیست:
مرگ اسباب زیادی دارد... در ایران هر هفته صدها نفر در تصادف می میرند و مقصر هم در بیشتر موارد وزارت راه و صنعت خودرو سازی است! صدها نفر از بیماری می میرند و در برخی موارد مقصر وزارت بهداشت است! صدها نفر از استرس و فشار زندگی سکته می کنند و مقصر همین مردم دلسوز اند که موقع دست یازیدن به پول دلسوزی از یادشان می رود!و جنگ هم از راههای خوب مردن است.کسی مرگ را تجربه نمی کند. به نظر من بیماری اندوهناکتر است تا مرگ زیرا بیماری را تجربه می کنیم و درد می کشیم. به نظر من این جنگها خیلی مهم نیست. بهترین راه حل برای دوگروه مذهبی تندرو (یهود و مسلمان) جنگ است زیرا زبان مشترکی میانشان وجود ندارد! چرا انسانها هزاران سال است گوسفندها را می کشند؟ زیرا زبان مشترکی برای مذاکره ندارند. اگر زبان مشترکی با موشهای کثیف داشتیم آنها را متقاعد می کردیم که قلمروی داشته باشند و ما نیز و حتی حاضر بودیم غذایشان را تامین کنیم تا آزارمان ندهند. ولی چون زبان مشترک نداریم آنها را می کشیم و حق هم داریم.
+ نوشته شده توسط رسول نمازی در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385 و ساعت
1:33 |